چند جمله ناب

انسان مغرور همانند شخصی است که
بر قله کوهی ایستاده و همگان را کوچک میپندارد
و غافل از اینکه مردم از پایین قله او را کوچک میبینند

===============

زندگی مانند یک سؤال چند گزینه ای است
این گزینه ها هستند که باعث سردرگمی شما می شوند
نه خود سؤال

===============

بجای اینکه آرزو کنید کاش شخص دیگری بودید
به آن چیزی که هستید افتخار کنید.
هرگز نمی دانید چه کسی به شما می نگریسته
درحالیکه آرزویش این بوده که کاش جای شما باشد

===============

گاهی خدا برای حفاظت از شما کسی را از زندگیتان حذف می کند.
اصرار به برگشتنش نکنید

تا باران نباشد،

تا باران نباشد، رنگین کمانی نیست
تا تلخی نباشد، شیرینی نیست؛
تا غمی نباشد، لبخندی نیست؛
تا مشکلات نباشند،
آسایشی وجود نخواهد داشت؛

پس همیشه به خاطر داشته باش
هدف این نیست که
هرگز اندوهگین نباشی
هرگز مشکلی نداشته باشی
هرگز تلخی را نچشیده باشی ...

همین دشواری‌ها هستند
که از ما
انسانی نیرومندتر و
شایسته‌تر می‌سازند؛
و لذت و شادی را برای
ما معنا می‌کنند

ای کاش آب مرا میبرد

روزی مردی جوان از کنار رودی می گذشت، پیرمردی را در آنجا دید
جویای حال پیرمرد شد.

پیر گفت: میخواهم از رود رد شوم ولی چون چشمانی کم سو دارم و رود هم خروشان است نمیتوانم
جوان کمک کرد و پیرمرد را از رود گذراند، سپس پیرمرد از وی تشکر کرد و هر کدام به راه خود ادامه دادند.

پس از مدتی جوان پیرمرد را دید جلو رفت و پرسید: ای پیرمرد مرا میشناسی؟
پیر جواب داد: نه نمیشناسم.
جوان گفت: من همانم که تو را از آب رد کردم
پیر دوباره تشکر کرد و دعای خیر برای جوان کرد.
پس از مدتی دوباره همدیگر را ملاقات کردند و دوباره همان حرف ها رد و بدل شد و این ملاقات چند بار تکرار شد.

روزی دیگر جوان دوباره پیرمرد را دید جلو رفت و پرسید: ای پیر مرا میشناسی؟ پیر که چشمانی کم سو داشت جواب داد: نه نمیشناسم.
جوان گفت: من همانم که تو را از آب رد کردم
پیر که دیگر از حرفهای جوان خسته شده بود، جواب داد: ای کاش آب مرا میبرد ولی تو مرا از آب رد نمیکردی!!